خرید بک لینک

دل تو را دیگر چه کسی شکسته است که زخمش مانده است روی تنت؟!

برچسب: چهاردهم, نویسنده: حدیث خوشنام تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 14:07

از همه بیشتر، دلم برای تو تنگ می شود گل پسر. برای خانم معلم گفتن هایت؛ خاله زهرا گفتن هایت؛ مهربانی بی حدت؛ ادب زیبایت؛ دل پاک و پر مهرت؛ و برای مسئولیت پذیری مردانه ات. بزرگ مرد من، می دانم دعاهایم خیلی بالا نمی روند، اما مطمئن باش از حالا به بعد، جای کوچکی را میان دعاهایم خالی کرده ام فقط برای رسیدنِ تو به آرزویت؛ برای فرمانده شدنت.. محمدجواد عزیزم.. چقدر فضای امشب سنگین و خفه کننده است. جای خا

برچسب: فرمانده, نویسنده: حدیث خوشنام تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 14:07

یکی برود به بیان عزیز بگوید که تو را به خدا دیگر انقدر پیشرفته نشو! واقعا نمایش نظرات ارسالی و خوانده شده و خوانده نشده اصلا امکان خوبی نبود، اصلا اصلا. البته شاید در برخی موارد به درد بخورد اما نمی ارزد به درگیری ها و دلخوری ها و باقی معایبش. دلم نمی خواهد اینجا هم بشود مانند خیلی از شبکه های اجتماعی دیگر. که انگار دارد می شود هم.

برچسب: موقت, نویسنده: حدیث خوشنام تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 14:07

دستش درد نکند همان سفر کوتاه به شمال و سرد و گرم شدن های پی در پی جسم و جانمان را چلاند. عین آدمیزاد هم سرما نخورده ام خب. که اگر اینطور بود طبق اصل همیشگی خودم که آدم که نباید برای هر سرماخوردگی و ناخوشی پا شود برود دکتر و این سوسول بازی ها چیست و بدن باید یاد بگیرد مقاومت کند؛ این بار هم تن به دکتر رفتن نمی دادم. اما دیدم هرچه مقاومت می کنم بدتر می شود و خلاصه امشب به وضعی دچار شدم که چشمانم را

برچسب: نویسنده: حدیث خوشنام تاريخ: جمعه 17 شهريور 1396 ساعت: 5:07

چیز زیادی از جایی که قرار است بروم نمی دانم. فقط در همین حد که چند ساعت تا مقصد فاصله است، حتی موبایل هم در آنجا آنتن نمی دهد؛ و تقریبا هیچ راه ارتباطی جز یک تلفن ثابت وجود ندارد. اما برای حرکت لحظه شماری می کنم. بی تابم و مشتاق. نه برای دیدن آنچه که در انتظارم هست؛ بلکه برای لمس این تجربه ی نو. انگار حسی در دلم می گوید این رفتن، خیلی چیزها را در درونم زنده خواهد کرد و خیلی چیزهای دیگر را خواهد ک

برچسب: نویسنده: حدیث خوشنام تاريخ: جمعه 17 شهريور 1396 ساعت: 5:07

وَلْیَعْفُوا وَلْیَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ.

و با خلق، عفو و دوستی پیشه کرده و از بدی ها در گذرید؛

آیا دوست نمی دارید که خدا هم در حق شما مغفرت و احسان فرماید؟ که خدا بسیار آمرزنده و مهربانست.

* و ﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﻰ ﭘﺮﺳﻨﺪ: ﭼﻪ ﭼﻴﺰ ﺍﻧﻔﺎﻕ ﻛﻨﻨﺪ؟ ﺑﮕﻮ: گذشت..

+ دو پست قبل را یادتان هست؟

بخشیدم..

برچسب: یَسْأَلُونَکَ,مَاذَا,یُنفِقُونَ,الْعَفْو, نویسنده: حدیث خوشنام تاريخ: پنجشنبه 16 شهريور 1396 ساعت: 10:33

متن را گرفتم سمتش و گفتم اینو بخون؛ شروع به خواندن کرد. معلوم بود جملات را با دقت می خواند. تمام که شد پرسیدم خب نظرت؟ پوزخندی زد و گفت خیلی حرف چرتیه! لبخند زدم. گفتم میدونی نویسنده ش کیه؟ گفت نه، کی؟ گفتم شهید مطهری! جا خورد. دوباره به متن نگاهی انداخت. انگار میخواست این بار تاثیر نویسنده را در دید منفی اش به متن اعمال کند. گفت خب من یه لحظه فکر کردم یکی از این تکست های شبکه های اجتماعیه! نتیجه

برچسب: نویسنده: حدیث خوشنام تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 6:16

هر انسان معمولی و ساده ای هم می تواند طوماری از کارهای خیر را تشخیص دهد و بنویسد؛ هنر اینجا نیست. هنر آنجاست که بتوانی بین چند کار خیر، عملی را ترجیح دهی که انجام دادنش در لحظه بهتر است. هنر آنجاست که در یوم الترویه، لباس احرام را از تن بکنی و با حسین (علیه السلام) جامه ی رزم بر تن کنی..

استاد پناهیان

برچسب: الترویه,ببستند, نویسنده: حدیث خوشنام تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 6:16

آدم های کمی هستند که میان ازدحام میهمانی حواسشان به تو باشد و گریه های پنهان شده ات را از میان اشک های ناشی از خرد کردن پیاز تشخیص بدهند و بیایند کنار گوشت بگویند :«ببین، فکر نکنی فرق بین اشک واقعی و اشک پیازیت رو نمیفهمم ها! کارت تموم شد میای میگی چت شده، خب؟»

+ عنوان به پیشنهاد سوران عزیز.

برچسب: تعداد,مادرهای, نویسنده: حدیث خوشنام تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 6:16

دستش درد نکند همان سفر کوتاه به شمال و سرد و گرم شدن های پی در پی جسم و جانمان را چلاند. عین آدمیزاد هم سرما نخورده ام خب. که اگر اینطور بود طبق اصل همیشگی خودم که آدم که نباید برای هر سرماخوردگی و ناخوشی پا شود برود دکتر و این سوسول بازی ها چیست و بدن باید یاد بگیرد مقاومت کند؛ این بار هم تن به دکتر رفتن نمی دادم. اما دیدم هرچه مقاومت می کنم بدتر می شود و خلاصه امشب به وضعی دچار شدم که چشمانم را

برچسب: ژلوپین,دومپریدون؟, نویسنده: حدیث خوشنام تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 6:16

شاید بدترین بخش زندگی، همین لحظاتی باشد که شکست را پذیرفته ای، اما آنقدر سخت و محکم به زمین کوبیدنت که هرچه دستت را به زانوانت میگیری تا بلند شوی، توانت نمی چربد به جاذبه عظیم این غم. چاره اش فقط دست خودت است خدا جان. یَا مَنْ لَهُ الْقُدْرَةُ وَ الْکَمَالُ..

برچسب: نابخشودنی, نویسنده: حدیث خوشنام تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 6:16

چند گلدان کوچک بگیرم و همه را بچینم گوشه اتاق. بعد هر زمان که از آدم ها دلم گرفت؛ هر زمان که عصبانیت به جانم افتاد؛ هر زمان که غصه وجودم را سوزاند؛ یکی از گلدان ها را بردارم و تمام بغضم را بریزم در دستانم و حاصلش بشود یکی از این گل ها. کنارش هم روی برگه ای کوچک تاریخ همان روز را بنویسم و تبدیلش کنم به یک خاطره؛ تا بعد ها ببینم و یادم بماند، که با غصه ها هم می شود لبخند زد..

برچسب: گلخند, نویسنده: حدیث خوشنام تاريخ: سه شنبه 14 شهريور 1396 ساعت: 1:15

فرق است میان کسی که حتی در سخت ترین و پرمشغله ترین روزهای زندگی هم برایت وقت میگذارد و تو همچنان جزء برنامه هایش هستی، با کسی که اگر میان کارهایش زمان اضافه ای گیر بیاورد و بیکار شود، آنوقت است که به سراغت می آید. می فهمید؟ خیلی فرق است.

برچسب: تفاوت, نویسنده: حدیث خوشنام تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1396 ساعت: 2:12

مثلا یک نوار کاست قدیمی که متعلق به سی و خورده ای سال قبل است را بگذاری در ضبط صوت و بخواهی صحبت های پدربزرگت و دوستش را بشنوی، اما ببینی پسربچه ای از روی بازیگوشی، نوار کاست را برداشته و صدای خودش را مجدد روی همان ضبط کرده. و بعد بفهمی این صدای کودکانه که دارد می خواند :«خمینی ای روح خدا..»، صدای پدرت است، در شش سالگی!

برچسب: صداها, نویسنده: حدیث خوشنام تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1396 ساعت: 2:12

الهی، سرعت تبدیل تدبیرها و تغییرات تو نمی گذارد که بندگان عاقل، در دوره بخشش ها مغرور شوند، یا در دوره گرفتاری ها مایوس!

امام حسین علیه السلام، در روز عرفه

برچسب: نویسنده: حدیث خوشنام تاريخ: دوشنبه 13 شهريور 1396 ساعت: 2:12

صفحه بندی